مرتضی چهارراهی
اطلاعات تماس
توضیحات
امانتدار و حافظ امکانات مرکز،
عبارت بالا ایجازنوشته دکتر خاکبازان است درباره آقای چهارراهی.
امانتداری همان چیزی است که آقای چهارراهی برایش آموزش دید و به کارش نیز گمارده شده بود: انبارداری! شاید هم چون امانتدار بود به کارهایی متصل میشد و در آن نیز ماندگار میشد که امانت و امانتداری ویژگی بارزش بود. توزیع شیر و گوشت و ارزاق نیز در امانت آقای چهارراهی بود که وقت و بیوقت به کارکنان میرسید. در محل تقاطع همه کارها و چیزهایی مستقر بود که امانت و امانتداری در آن برجسته بود.
آقای دکتر خاکبازان ویژگی برجسته امانتداری را برای آقای حسین دهرویه هم برشمرد که زمانی کارپرداز مرکز بود.
آقای چهارراهی از خودش و کارش در مرکز میگوید:
پاییز سال ۱۳۷۳ بود که بهصورت کارگر فصلی در واحد فضای سبز مرکز آموزش عالی مشغول شدم. شروع سادهای نبود، اما با علاقه و انگیزه جلو رفتم. در آن سالها مهندس هاشمی از مدیران خوب مرکز بودند و کار کردن در کنارشان برای من لذتبخش و آموزنده بود.
از اول خرداد ۱۳۷۴ وارد آشپزخانه مرکز شدم و تا سال ۱۳۷۸ در آن بخش فعالیت کردم. پس از آن تا سال ۱۳۷۹ بهعنوان نگهبان خدمت کردم. از سال ۱۳۷۹ وارد فروشگاه شدم و در کنار آقای باقری فروشندگی میکردم؛ بخشی که به دلیل ارتباط مستقیم با همکاران و مردم برایم بسیار دلنشین بود. از سال ۱۳۸۷ تاکنون نیز در انبار مشغول به کار هستم.
در طول این سالها با مدیران مختلفی همکاری داشتم. مهندس طهماسبی امکانات خوبی برای مرکز فراهم کردند و روحیهای خاکی و صمیمی داشتند؛ با همکاران غذا میخوردند و تعامل نزدیکی داشتند. این رفتار برای ما ارزشمند بود. در دورههایی نیز تغییرات مدیریتی و ساختاری اتفاق افتاد که برخی امکانات رفاهی مانند نانوایی و برخی خدمات دیگر از بین رفت و شرایط تغییر کرد.
اولین روزهای کاریام با امید و تلاش همراه بود. آن زمان مرکز امکانات گستردهای داشت؛ مرغداری، دامداری، نانوایی و مزرعه فعال بود و کارکنان دغدغه معیشتی کمتری داشتند. فضای همدلی و یکدلی حاکم بود و احساس تعلق بیشتر بود.
اگر به گذشته بازگردم، با وجود همه سختیها، باز هم همین مسیر را انتخاب میکنم؛ زیرا اینجا محل رشد و شکلگیری شخصیت کاری من بود.
یکی از بهترین دورههای کاری من، فعالیت در فروشگاه بود؛ به دلیل ارتباط مستقیم با مردم و همکاران، احساس مفید بودن بیشتری داشتم.
دشوارترین بخش کارم مربوط به تغییرات پس از ادغام جهاد سازندگی و کشاورزی بود. تفاوت دیدگاهها و تغییر ساختارها باعث شد آن یکدلی سابق کمرنگ شود. بهنظرم اگر برخی تصمیمها با دقت بیشتری گرفته میشد، شاید بخشی از آن انسجام حفظ میشد.
در طول سالها خدمت دچار آسیب جسمانی شدم که بر زندگی پس از بازنشستگیام نیز تأثیر گذاشت. این موضوع از سختترین تجربههای شخصی من در مسیر کار بود.
همیشه تلاش کردم پاک و صادقانه کار کنم. پدرم در ابتدای کار نصیحتی به من کرد که همیشه در ذهنم هست:
"اگر نمیتوانی برای کسی کاری انجام بدهی، دستکم نادرست عمل نکن."
سعی کردم در تمام سالهای خدمتم به همین اصل پایبند باشم.
وقتی به سالهای کاریام نگاه میکنم، بیش از هر چیز به صداقت و وجدان کاریام افتخار میکنم. شاید سمت مدیریتی نداشتم، اما در هر جایگاه وظیفهام را انجام دادم.
به جوانان میگویم:
اگر وارد هر سیستمی میشوید، با صداقت کار کنید و مهارت بیاموزید. شرایط ممکن است تغییر کند، اما اعتبار انسان به درستکاری است.
و اگر یک جمله از تجربه کاریام باقی بماند، این است که:
«در هر جایگاهی که هستی، انسان بمان».
